السيد محمد حسين الطهراني

83

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

و يكبّرون بأن قتلت ، و إنّما * قتلوا بك التّكبير و التّهليلا ( 4 ) « 1 » ( 1 ) اى پسر دختر محمّد ! سر تو را به نزد يزيد آوردند ، درحالىكه با خون‌هاى سرازيرشده از خودش آغشته و در هم پيچيده بود . ( 2 ) و گويا اى پسر دختر محمّد ! با كشتن تو ، آنها از روى عمد و اراده ، علنا و آشكارا پيغمبر را كشتند . ( 3 ) تو را با دهان تشنه كشتند ؛ و دربارهء كشتن تو ، در قرآن و فرودآمدنش تدبّر و تفكّرى ننمودند . ( 4 ) چون تو را كشتند صدا به تكبير بلند كردند ؛ درحالىكه بواسطهء كشتن تو ، حقيقت تكبير و تهليل را كشتند . كشتن إمام كشتن رسول خدا و كشتن قرآن است ؛ چون إمام قرآن ناطق و زنده است . حضرت سجاد كه مجسّمهء قرآن است ؛ وى را به اسارت مىبرند ؛ و در برابرش قرآن مىخوانند . سيّد بن طاوس گويد : أسيران و سرهاى شهداء را آوردند تا نزديك دمشق رسيدند ؛ در اين حال امّ كلثوم به شمر كه از جمله آورندگان و كوچ دهندگان بود ؛ نزديك شد ؛ و گفت : من حاجتى به تو دارم ! شمر گفت : حاجت تو چيست ؟ ! امّ كلثوم گفت : چون ما را داخل شهر كنى ؛ ما را از دروازه‌اى وارد كن ، كه مردمان بما كمتر نگاه كنند ! و به لشگريان أمر كن كه اين سرها را از ميان محمل‌ها بيرون برند ؛ و ما را از سرها دور بدارند ، زيرا كه از شدّت و كثرت نظر

--> ( 1 ) البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 198 . مرحوم محدّث قمى در نفس المهموم ص 271 گويد : در روايت آمده است كه : بعضى از فضلا تابعين چون سر حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام را در شام ديد ؛ يك ماه تمام خود را از جميع مصاحبانش پنهان كرد ، و چون ظاهر شد ، از سبب اختفائش پرسيدند ؛ گفت : آيا نمىبينيد كه چه بلائى بر ما نازل شد ؟ آنگاه اين بيات را إنشاء نمود .